در شماره ۹۸ نشریه‌ی تخصصی کامپیوتر مصاحبه‌ایی کامل با مبتکر نرم‌افزار چاپ گردید و هفته نامه اورین نیز با مقدمه‌ایی کوتاه ، این مصاحبه را در شماره ۲۲۰ خود مجددا چاپ نمود.

روبات‌هایی که برایتان کتاب می‌خوانند…

گفت گو با مبتکر نرم افزار نرم افزار دستیارآموزش انگلیسی

این مصاحبه در شماره ۹۸ نشریه‌ی تخصصی کامپیوتر به چاپ رسیده است.

جناب آقای مهندس بعنوان اولین سوال بفرمایید که چگونه تصمیم به طراحی نرم افزار دستیار آموزشی انگلیسی گرفتید؟

من قصد نداشتم نرم افزار آموزش زبان طراحی کنم، بلکه بخاطر شغل و علائق شخصی خودم احساس می‌کردمم که یادگیری زبان برایم یک ضرورت است بنابراین فقط می‌خواستم زبان یاد بگیرم.

چرا برای یادگیری زبان از روش‌های موجود استفاده نکردید؟

ابتدا همین کار را انجام دادم و روش‌های زیادی را آزمایش نمودم، اما متاسفانه در مورد من جواب ندادند و به این نتیجه رسیدم که یک جای کار می‌لنگد و باید آن را درست کرد.

….و تصمیم گرفتید نرم افزار مخصوص خودتان را طراحی کنید؟

نه، در آن موقع من بیشتر به دنبال درک پروسه آموزش زبان بودم و هرگز ایده طراحی نرم افزاری برای اینکار در ذهنم نبود.

پس وقتی که به قول خودتان با روش‌های موجود به نتیجه نرسیدید چه اقدامی انجام دادید؟

خوب همانطور که شما نیز می‌دانید در کشور ما سرمایه گذاری خوبی برای آموزش زبان انجام می‌شود. آموزش زبان، بصورت رسمی از دوره راهنمایی تا دبیرستان و دانشگاهی بصورت مستمر ادامه دارد و در بخش خصوصی نیز، چه در زمینه کلاس‌های آموزشی و چه در زمینه تولید مواد کمک آموزشی و منابع اطلاعاتی کارهای خوبی صورت پذیرفته است. من از خودم سوال کردم جرا نتیجه رضایت بخش نیست و گره کور این فرآیند کجاست؟

واقعا چرا نتیجه رضایت بخش نیست؟

به نظر من بطور کلی برای آموزش هر زبانی سه فرآیند متصور است، گروهی زبان را از کودکی طی یک فرآیند طبیعی فرا می‌گیرند و یادگیری برخی دیگر به علت اقامت در محیطی غیر از سرزمین مادری خودشان اتفاق می‌افتد. اما گروه سوم مجبورند آموزش زبان را بصورت مجازی و با استفاده از دوره‌های آموزشی و منابع اطلاعاتی فرا بگیرند. این گروه نسبت به دو گروه اول، با مشکلات زیادی مواجه هستند. بنابراین ریشه را بایستی در تفاوت‌هایی جستجو کرد که یادگیری زبان در حالت طبیعی با صورت مجازی آن دارد.

یعنی به نظر شما هر قدر آموزش مجازی بتواند به آموزش طبیعی نزدیکتر باشد موفق تر است؟

دقیقا، و درست بدین خاطر ما بایستی در طراحی آموزش مجازی زبان، از سیستم آموزش طبیعی آن الگوبرداری کنیم، تا آنجا که بتوانیم بخش‌هایی از آن را که با زبان طبیعی تفاوت دارند حذف نماییم و فصل مشترک آنها را تقویت کنیم.

بنابراین ELA یک نوع الگوبرداری از فرآیند طبیعی زبان است؟

بله، من در این راستا تلاش نموده ام، اما در واقع همانطور که قبلا نیز عرض کردم من در آن زمان بیشتر از آن که به فکر طراحی نرم افزار باشم در فکر جمع و جور کردن یک سیستم مناسب بودم و همان موقع، روشی برای گفت‌وگوهای انگلیسی اینترنتی، پیشنهاد دادم که سیستم اجرایی آن کاملا دستی بود.

آموزش زبان بصورت طبیعی چه فرقی با صورت مجازی آن دارد؟

تفاوت‌های زیادی وجود دارد، برای مثال در سیستم طبیعی اصل، یادگیری زبان بر اساس گوش دادن است، همان طوری که بارها نیز شنیده ایم، آموزش زبان از دوران جنینی صورت می‌گیرد و اما تا زمانی که کودک بتواند اولین کلمات را اداء کند فقط می‌شنود و این اطلاعات بدون اینکه معانی آنها برای کودک مشخص باشد در حافظه اش بایگانی می‌گردد. از دیدگاه محققین، مغز ما در ابتدا فقط یک دستگاه ضبط اطلاعات و احساسات است. اما در روش مجازی اهمیت فرآیند خواندن و صحبت کردن از گوش دادن مهمتر است.

شما معتقدید که آموزش زبان بایستی با گوش دادن شروع شود؟

بلی، خواندن قبل از گوش دادن موجب بخاطر سپردن اشتباه تلفظ کلمات می‌گردد. صحبت کردن و نوشتن نیز، ممکن است جملات اشتباه در ذهن ما به ثبت برساند که گاهی تغییر آنها واقعا سخت است.

به نظر من زبان بهنگام آموزش فقط تقلید است. همان طوری که کودکان نیز با تقلید بزرگترها زبان یاد می‌گیرند. بطور کلی، سایر موارد بایستی ابزارهای کمکی برای امر گوش دادن باشد.

یعنی جهت آموزش زبان ضرورتی برای خواندن نیست؟

نه نیست، با این دلیل ساده که افراد بی سواد که خواندن و نوشتن نمی‌دانند قادرند به زبان مادری خود تکلم کنند اما همان طور که عرض کردم خواندن یک ابزار کمکی خوب برای درک بهتر گوش دادن است.

جملات از کلمات تشکیل یافته‌اند و کودک ابتدا کلمات را یاد می‌گیرد، به نظر شما آیا گوش دادن بایستی با کلمه آغاز شود؟

نه، به نظر من کودک کلمه یاد نمی‌گیرد، هر چیزی در ذهن او یک مفهوم کامل است. برای یک کودک خردسال، کلمه “آب” مفهوم “من آب می‌خواهم” را دارد. اگر کسی هزارن لغت  در ذهن خود داشته باشد. قادر به تکلم نخواهد بود. مثل این است که شما برای ساختن یک ساختمان فقط آجر داشته باشید. یکی از اشتباهات سیستم‌های آموزش مجازی نیز، الگو برداری از زبان مادری برای یادگیری یک زبان دیگر است. در حالی که ساختار زبانها با همدیگر فرق می‌کنند. مخصوصا در زبان انگلیسی- که من آن را زبان عبارتی می‌نامم-  بیشتر لغات وقتی معنای واقعی پیدا می‌کنند که در کنار سایر لغات قرار می‌گیرند.

ولی مگر نمی‌شود با استفاده از حفظ کردن لغات و دستورات گرامری جمله سازی نمود؟

بله، اما فقط در روی کاغذ، نه در دنیای واقعی، جمله سازی – مخصوصا بهنگام مکالمه – با استفاده از دستورات پیچیده گرامری و معانی مختلف و حتی گاهی متضاد لغات تقریبا غیر ممکن است. مثلا در نظر بگیرید که فقط برای کاربرد حرف تعریف The بیش از پنجاه دستور گرامری وجود دارد.

به نظر شما چرا ضرورتی برای یادگیری دستورات گرامری نیست؟

مگر ما دستورات گرامری زبان مادری خودمان را می‌دانیم، یادگیری این فرمول‌ها فقط به درد امتحان دادن می‌خورد و بس، از طرفی بعد از یادگیری بسیار فرارند، به نظر من، زبان در مرحله اول، یعنی ارتباط برقرار کردن. اگر طرف مقابل منظور شما را درک کند کافی است حتی اگر جمله شما از لحاظ گرامری صحیح نباشد.

فرمودید که نیازی به یادگیری خیلی از فرآیندهای موجود نیست، پس واقعا چگونه باید زبان یاد گرفت؟

من فکر می‌کنم بجای همه این‌ها فقط و فقط بایستی یک چیز یاد گرفت، جمله و یا حداکثر مفاهیم کامل. با یادگیری هر جمله می‌توانیم همان لحظه از آن بهنگام فهمیدن و گفتن استفاده نماییم و بصورت غیر مستقیم دستورات گرامری آن و لغات آن را نیز فرا بگیریم. هر چند برای فراگیری نیاز نیست به این امر توجه نمایم بلکه همه اینها خود بخود اتفاق می‌افتد.

ولی آیا بخاطر سپردن جملات مشکل‌تر از فراگیری لغت و گرامر نیست؟

اتفاقا بر عکس، برای این که جمله بر خلاف لغت یک مفهوم دارد و با یادگیری مجموعه‌ای از جملات، اسکلت‌بندی اولیه زبان در ذهن ما شکل می‌گیرد و ما قادر خواهیم بود که با استفاده از این جملات، جملات جدیدی ساخته و این اسکلت را کامل‌تر کنیم.

بنابراین شما فرآیند بخاطر سپردن جملات را ماشینی کردید؟

ابتدا بصورت دستی یک جدول دو ستونی نوشتم در ستون اول کلمه‌ای از جمله و در ستون دوم خود جمله. مثل روش جمله سازی دوران ابتدایی مدرسه، بعد این جدول را طوری تا کردم که فقط کلمات دیده شوند. ابتدا لغت را می‌خواندم و در صورتی که جمله اش را بخاطر نمی‌آوردم به اصل جمله مراجعه می‌کردمم. با این روش روزی بیست ضرب المثل انگلیسی را در اتوبوس حفظ می‌کردم، سپس یک برنامه ساده نوشتم که کلمات را برایم قرائت می‌کرد و این شد پایه اولیه ELA.

چگونه تصمیم گرفتید ELA را کامل‌تر کنید؟

بعدها با توجه به نیازهای خودم و پیشنهادهای دوستان، تغییراتی در ELA که آن موقع حتی اسمی نیز نداشت به وجود آوردم و نرم افزاری بود که فقط به درد خود من و برخی از دوستانم که خودم آموزش‌شان می‌دادم می‌خورد. در این موقع نامEDS  یعنی شبیه ساز گفتگوی انگلیسی را برای آن انتخاب کردم.

منابع اطلاعاتی آن را چگونه تامین کردید؟

بله، EDS آماده بود و من بعنوان یک کاربر از کارش راضی بودم. اما هیچ اطلاعاتی نداشت. به همین خاطر شروع به جستجو در اینترنت کردم و هزاران فرمول و کلید واژه را امتحان نمودم واقعا هدف اولیه یادم رفته بود، حالا انباری از اطلاعات داشتم که باید دوباره روی‌شان کار می‌شد تا با نرم افزار هماهنگ باشد، خلاصه آن‌قدر این اطلاعات و خود نرم افزار را ویرایش کردم که هماهنگی حاصل شد و بعد از این مرحله اسم ELA را برای نرم افزار انتخاب نمودم.

چگونه تصمیم گرفتید که ELA را بصورت یک بسته نرم افزاری ارائه کنید؟

راستش روزی که کدهای اولیه ELA را برای یک هدف ساده می‌نوشتم اگر می‌دانستم که انجام آن چقدر زمان و انرژی لازم خواهد داشت، هرگز دست به این کار نمی‌زدم. سال‌هایی که ساعت‌ها پشت کامپیوتر بودم، سال‌های خوبی نبود. بعد از آخرین تغییرات تصمیم اکید گرفته بودم که دیگر هیچ تغییری روی ELA انجام ندهم، حتی سورس کدهای آن را نیز از بین برده بودم تا وسوسه تغییر دوباره به سراغم. اما تقدیر چنین نبود و در یکی از همایش‌های کشوری اداره، که مسؤولین اطلاع رسانی و کامپیوتر ادارش می‌کردند، حرفی پیش آمد و نرم افزار را به دوستان نشان دادم و آنها تشویقم نمودند که کار را پیش برم.

و به این ترتیب مجبور شدید ELA را از نوع کدنویسی کنید؟

دقیقا، ولی اینبار شرایط بهتر بود، چون اولا تحلیل کاملی از سیستم داشتم و در ثانی منابع اطلاعاتی کاملی چه ار لحاظ برنانه نویسی و چه از لحاظ محتوا گردآوری کرده بودم. و برخی از دوستان نیز حاضر شدن کمکم کنند.

امروز از ELA چه تعریفی دارید؟

ELA یک نرم افزار قابل ویرایش آموزش زبان انگلیسی است. که با نگاه به دلایل اساسی ناکامی فرآیند آموزش زبان و موانع اساسی موجود بر سر راه آن و با الگوبرداری از فرآیند طبیعی آموزش زبان طراحی شده است و تلاش می‌کند در نقش یک دستیار آموزشی، مجموعه‌ای از جملات را برای کاربران آموزش دهد و از امکانات کامپیوتر همچون کاتالیزورهایی برای تسریع این فرآیند بهره می‌برد.

قابل ویرایش بودن نرم افزار چه استفاده‌ای برای کاربران دارد؟

به نظر من هر فردی از یک طرف روش آموزشی منحصر به فرد خود را داراست و از طرف دیگر نیاز آموزشی متفاوتی نسبت به سایرین دارد. من سعی کردم نه روش خاصی را به کاربر تحمیل کنم ونه او را مجبور سازم  محتوای خاصی را دنبال کند. بنابراین کاربران با امکان ویرایش اطلاعات می‌توانند کل محتوا را تغییر داده و محتوای دلخواه خود را جایگزین نمایند.

یعنیELA  برای رشته‌های زبان تخصصی هم قابل استفاده است؟

بله ELA یک دستیار است نه یک معلم، و کاربر می‌تواند از آن برای نیازهای خود بهره برداری کند.

شما ادعا کردید که ELA به درک فیلم‌های زبان اصلی کمک می‌کند؟

بله، مکالمات یک فیلم از مجموعه‌ای از جملات تشکیل یافته است و ELA بخاطر سپردن جمله را تسریع می‌بخشد. کاربران می‌تواند متن فیلم‌های زبان اصلی را از اینترنت دریافت کرده و با کمک ELA آن‌ها را فرا بگیرند و سپس به تماشای خود فیلم بنشیندند. در خود نرم افزار نحوه اینکار شرح داده شده است.

آیا ELA ترجمه هم می‌کند؟

نه ELA مترجم نیست.

پس کاربرانی که مشکل ترجمه دارند چگونه می‌توانند از آن استفاده کنند؟

به نظر من، ترجمه یک تخصص جداگانه از امر فراگیری زبان است. کسی که به دو زبان تکلم می‌کند الزاما مترجم نیست. در ELA برای سه هزار جمله‌ی اول ترجمه فارسی آمده است و برای حدود هزار جمله بعدی نیز هم ترجمه فارسی و هم ترجمه انگلیسی آورده شده است. چند هزار جمله نیز فقط ترجمه انگلیسی اصطلاحات را در خود دارند. بدین ترتیب نقش زبان مادری رفته رفته کم رنگ‌تر شده و کاربر برای ورود به دنیای واقعی زبان انگلیسی آماده‌تر می‌شود. به نظر من کاربری که چهار هزار جمله بلد است مشکل جدی در رابطه با درک مفهوم یک جمله نخواهد داشت و می‌تواند مشکل خود را با دیکشنری‌های خوبی که در این زمینه وجود دارد حل نماید. و یا از سایر منابع که ترجمه جملات را نیز دارند استفاده نماید.

با توجه به اینکه گوینده‌های ELA روبات‌های کامپیوتری هستند فکر نمی‌کنید این امر مشکلی در امر یادگیری ایجاد کند؟

نه، درست است که لحن گوینده‌ها احساس ندارد، اما تلفظ کلمات دقیق و صحیح بوده و کاربر می‌تواند تلفظ‌های غلط را نیز اصلاح نماید. اگر فردی جمله ای را با ELA فرا بگیرد به هنگام مواجه شدن با لحن واقعی آن جمله مشکلی نخواهد داشت. این موضوع در یادگیری فیلم‌های زبان اصلی کاملا مشهود است. از طرفی ELA با امکانات دیگری که ارائه می‌دهد ضعف احساسی در بیان جملات را پوشش می‌دهد. برای مثال کاربر می‌تواند سرعت گوینده را تغییر دهد و یا بهنگام گوش دادن به متون طولانی زمان مکث در بین عبارات را تنظیم نماید. خود زبان طبیعی نیز بهنگام شنیده شدن به دلیل سرعت زیاد و واضح اداء نشدن برخی از کلمات، برای کاربر مشکلاتی پدید می‌آورد.

به نظر شما چقدر طول خواهد کشید تا یک کاربر بتواند با ELA در حد قابل قبولی زبان یاد بگیرد؟

من پیشنهاد می‌کنم کار با ELA مستمر باشد و کاربر بیشتر از زمان‌های مرده خود، استفاده نماید. در این حالت کاربر می‌تواند در کمتر از یکسال به نقطه فهم برسد و از این نقطه به بعد می‌تواند به طور مستقیم از منابع استفاده نماید. و از توانایی خود لذت ببرد.

فکر می‌کنید تکمیل ELA به پایان رسیده است؟

نه، هیچ نرم افزاری هرگز به پایان نخواهد رسید. تازه احساس می‌کنم که در ابتدای راه هستم و از کاربران نیرو و انگیزه جدیدی دریافت نمودم، برخی از اساتید محترم دانشگاه نیز برای تهیه نسخه های زبان تخصصی اعلام آمادگی نموده اند و مخصوصا قصد دارم برای زبان انگلیسی کودکان نیز کاری انجام دهم.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، امیدواریم موفق باشید.

من هم از توجه شما سپاسگزارم.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • کد امنیتی *